فرهنگ سازمانی

گرد اورنده: حسين رنجبران

تعریف فرهنگ:

فرهنگ در زبان فارسی معانی مختلفی دارد که مهمترین انها ادب، تربیت ،دانش، مجموعه اداب و رسوم، علوم معارف و هنرهای یک جامعه است.

فرهنگ سازمانی:

فرهنگ سازمانی عبارت است از ارزشهای اصلی مفروضات تفسیرات در رویکردهایی که ویزگیهای یک سازمان را مشخص میکند که در4 گونه فرهنگ سازمانی نمایان میشود.

این 4 گونه شامل قومی ویزه سالاری و بازار سلسله مراتب میباشد.

تقسیم بندی فرهنگ سازمان:

1.فرهنگ غالب سازمان

2.خرده فرهنگ ها

فرهنگ غالب و خرده فرهنگ های سازمان:

بیشتر سازمان های بزرگ،دارای یک فرهنگ غالب (حاکم) و تعدادی خرده فرهنگ هستند.

تاکید فرهنگ غالب بر ارزش های بنیادی است که اکثریت اعضای سازمان در انها مشترک یا سهیم هستند.

خرده فرهنگ ها بازتابی از مسایل ، تجربیات یا شرایط مشابه و همانندی هستند که اعضای(بخش های خاصی از سازمان) سازمان با انها روبرو میشوند.

این خرده فرهنگ ها می توانند هم در بخشهای افقی(دسته خاصی از متخصصین بخشها همانند حسابداران یا کارکنان خرید) و هم در سطح عمودی سازمان(در بخش تولید یک سازمان بزرگ)به وجود ایند.

نکته:فرهنگ غالب سازمان تغییر دادنش 10 تا 20 سال طول میکشد اما خرده فرهنگها بین 2 تا 3 سال عوض کردنش طول میکشد.

انواع فرهنگ:

1.الگوی اقتضایی

2.الگوی اذتباط فرهنگ با محیط استراتزی

.1.2فرهنگ سازگاری

1.3فرهنگ رسالتی

1.4فرهنگ مشارکتی(باعث هم افزایی میشود)

1.5فرهنگ تداوم

ویزگی های فرهنگ:

1.قابل یادگیری است

.2اشتراکی است

3.از یک نسل به نسل دیگر قابل انتقال است

4.نمادی است(استفاده از یک چیز برای نشان دادن چیز دیگری)

5.دارای الگو است(تغییر در یک بخش به تغییرات در بخش دیگر منجر میشود)

6.قابل تعدیل است(فرهنگ های بد را حذف و فرهنگهای خوب را جایگزین میکند)

اجتماعی شدن در سازمان:

1.اموزش

2.کار اموزی

3.نگرشها یا قوانین نانوشته یا ناگفته

عوامل موثر بر فرهنگ سازمان:

عوامل اصلی و عمده ی موثر بر فرهنگ سازمان عبارتند از:اوضاع اقلیمی،موقعیت جغرافیایی،مذهب،نظام حاکم بر جامعه(در سطح خرد کلان)هریک از عوامل فوق در ایجاد و تقویت یا توسعه فرهنگی موثر میباشند و عامل تاریخی نیز در هریک از عئامل فوق جریان دارد.

اما انچه که سازمانهای عمومی را از دیگر سازمانها متمایز میسازد این است که رهبران این سازمانها با فشارهایی از قبیل قوانین پیچیده اداری مداخلات سیاسی،تغییراتی که در نتیجه انتخابات دوره ای در ادارات بوجود می اید،تصدی نسبتا کوتاه در موقعیتهای شغلی و اهداف ناسازگار مواجه هستند.

در چنین حالاتی رهبران سازمانها صلاحیت کمی در نفوذ بر فرهنگ سازمانی دارند.

زیرا که عوامل فوق خود به خود فرهنگ سازمان را متاثر می سازند.

چگونگی شکل گیری و تداوم فرهنگ سازمانی:

معمولا هر سازمان ابتدا به صورت یک واحد کوچک تشکیل میشود.

در شروع قعالیت سازمان، فرهنگ در ان با توجه به عوامل موفقیت  ان از قبیل کارایی، مرغوبیت،کیفیت ارایه خدمات به ارباب رجوع یا مشتریان ،ابداع و نواوری،تلاش زیاد و وفاداری نسبت به سازمان.

وقتی سازمان متولد میشود تلاش زیادی از طرف کارکنان برای موفقیت سازمان صورت میگیرد.

در حقیقت فرهنگ نشانگر درجه ی تلاش و تصویر کارکنان از کار خود و اینده سازمان است.

به تدریج که سیستمهای سیاستها،خط مشی ها و قوانین حاکم بر کار تدوین میابند،مجموعه این عوامل بر شکل گیری فرهنگ اولیه سازمان تاثیرات عمیق میگذارند.

این عوامل از طرف سازمان رسمی مشخص کننده ی نوع رفتار و طرز برخورد هایی هستند که برای موفقیت سازمان مهم خواهند بود.